حنیفه دهقانی| اگرچه «یوز» نشان میدهد صنعت انیمیشن ایران در حال حرکت به سوی استاندارد بالاتری است اما نقاط ضعف اساسی آن در روایت و شخصیتپردازی نباید به آسانی نادیده گرفته شوند.
به گزارش میار، انیمیشن «یوز» از تازهترین تولیدات سینمای انیمیشن ایران است که با محوریت یوزپلنگ ایرانی تلاش کرده است مسئله حفاظت از زیستمحیط و بازگشت به هویت را در قالب فانتزی ماجراجویانهای بیان کند. «یوز» تاکید ویژهای بر ضرورت حفظ گونههای در حال انقراض بهویژه یوزپلنگ ایرانی دارد و با استفاده از تکنیک پیشرفته سهبعدی، جلوههای بصری نسبتاً قابلتوجهی ارائه داده است. ترکیب ماجراجویی پرشتاب با مضامینی مثل «احساس تعلق»، «شجاعت» و «حفظ محیط زیست» با ظرافت انجام شده است و این ترکیب توانسته ارتباط عاطفی خوبی بین اثر و مخاطبان کودک و بزرگسال برقرار کند. با این حال، شکافتن نقاط قوت و ضعف اثر باید انجام تا مشخص شود اثر جدید چگونه مسیر خود را در آسمان رقابت به سوی استانداردهای جهانی پیدا میکند.
داستان و روایت
قهرمان اصلی فیلم یوزپلنگ جوانی است که پس از زندگی لاکچری در نیویورک، احساس میکند از ریشهها و هویت واقعی خود دور شده و تصمیم میگیرد به سرزمین مادری بازگردد. این سفر، صرفاً یک حرکت جغرافیایی نیست بلکه سفری است چالشبرانگیز و هیجانانگیز برای «بازگشت به سرزمین مادری و کشف دوباره اصالت وجودی» شخصیت داستان. ایده چنین بازگشتی به اصل و ریشه در نظریه جذابیت دارد، چرا که میتواند ضمن ارائه نکتههای محیطزیستی به کودکان، حس غرور ملی را نیز بیدار کند اما در عمل «یوز» در بسیاری لحظات پیامهای خود را بسیار آشکار و شعارزده بیان میکند. در واقع، به جای روایت واقعبینانه یک بحران زیستمحیطی، داستان فیلم به نوعی تقابل ایدئولوژیک میان «ایران» و «غرب پلید» بدل میشود؛ بهطوریکه یوزپلنگ قهرمان فیلم به جای نماد یک گونه در حال انقراض، تبدیل به قهرمان ایدئولوژیک میشود که از غرب فرار کرده است تا به اصل و نسب خود در خاک ایران بازگردد. در چنین فضایی، پیام محیطزیستی فیلم زیر سایه تبلیغات سیاسی میرود و بهصورت گزینشی مردم را به درستی از مشکل انقراض یوز آگاه نمیکند.
فیلمنامه و روایت
• نقاط قوت: نکته درخشان فیلم، انتخاب قهرمان ملی (یوزپلنگ ایرانی) و پیوند زدن آن با مسئله حفاظت از محیط زیست است. چنین انتخابی توانایی دارد تا توجه کودکان و نوجوانان را به موضوعات زیستمحیطی و هویتی جلب کند.
• نقاط ضعف: در اجرا «یوز» از قصهای بسیار ساده و خطی بهره میبرد که هیچ پیچیدگی دراماتیک یا تعلیق عمیقی ندارد. صحنهها غالباً مستقیم به هدف میروند و دورنمای داستان روشن است؛ به همین دلیل پایانبندی کاملاً قابل حدس زدن است. بررسی آثار انیمیشن ایرانی نشان میدهد که ضعف قصهگویی یکی از معضلات اساسی این صنعت است. حتی نشریه Iran Daily با اشاره به انیمیشن «قهرمانِ باهوش» مینویسد؛ با وجود پیشرفتهای فنی، «مشکل عمده» انیمیشنهای ایرانی همچنان در روایت داستانی است و ضعف در قصهپردازی به چشم میخورد. یوز هم از این قاعده مستثنی نیست؛ فضای ساده و قابل پیشبینی داستان، تاب و توان مخاطب را پس از مدتی کاهش میدهد.
شخصیتپردازی
• نقاط قوت: تنها نکته مثبت شاید این باشد که فیلم سعی کرده است از صداپیشگان باتجربه استفاده کند تا شخصیتها درکپذیرتر باشند.
• نقاط ضعف: مهمترین ضعف «یوز» در همین بخش است؛ شخصیتها اغلب تکبعدی و فرعیترین عناصر داستانی به حساب میآیند. شخصیتپردازی فیلم کاملاً تکبعدی است و تعامل یوزپلنگ با محیط و سایر گونههای جانوری کاملاً فاقد واقعگرایی و جذابیت است. این نقطه نظر با چشمانداز کلی صنعت انیمیشن ایران همخوانی دارد؛ زیرا، همانطور که رضا عابدی یک کارگردان باسابقه میگوید «ما در شخصیتپردازی ضعف داریم؛ چه در انیمیشن و چه سینما... معمولاً در انیمیشن شخصیتپردازی سطحیتر است و یکی از دلایلی که یک اثر ماندگار نمیشود، این است که شخصیتهای ماندگاری نداریم». در یوز نیز عناصر دراماتیک از طریق حوادث پیدرپی القا میشود نه از خلال برقراری ارتباط عاطفی با شخصیتها، بنابراین بسیاری از صحنههای فرعی بیاثر و غیرضروری به نظر میرسند.
کارگردانی و میزانسن
کارگردانی «یوز» نسبت به بسیاری از نمونههای پیشین داخلی پویاتر و مدرنتر به چشم میآید. در یکسوم اول فیلم، برخی نماهای دراماتیک و اکشن قابل قبول اجرا شده و تلاش شده است ریتم متناسبی ایجاد شود. از سوی دیگر، میزانسن و چینش صحنهها گاه شلوغ است و فیلمبرداری نتوانسته در همه نقاط تقارن بصری خلق کند. در حالی که برخی سکانسها از نظر بصری جالباند (مثلاً صحنههای رویارویی یوز با حیوانات دیگر در طبیعت ایران)، تکرار نماها و کشدادن بیجهت بعضی صحنهها باعث افت ریتم شده و هیجان لحظهها را تضعیف میکند. به طور کلی، کارگردانی گرچه فعالتر از میانه سینمای انیمیشن ایران به نظر میرسد اما هنوز به استاندارد جهانی نرسیده است. برای مقایسه میتوان به آثار هالیوودی اشاره کرد که با فریمبندی دقیق، نورپردازی فراگیر و ترکیب هوشمندانه کاتها، تعلیق بیشتری میآفریند.
انیمیشن و جلوههای بصری
• نقاط قوت: «یوز» از نظر تکنیک انیمیشن نسبت به آثار قدیمیتر داخلی یک گام به جلوست. ترکیب رنگها و مدلسازی کاراکتر یوز، به ویژه فرم پشمالوی او در بعضی نماها، به شکلی دلفریب انجام شده است. «یوز» نمونهای از بهکارگیری تکنیک سهبعدی شبیهسازی کامپیوتری است که تا حدی توانسته کیفیت تصویری بهتری نسبت به آثار پیشین ارائه دهد.
• نقاط ضعف: با این حال حرکات یوزپلنگها و دیگر حیوانات همچنان کمی خشک و مکانیکی به نظر میرسد. رندر برخی صحنهها هنوز ناپایدار است؛ بهعبارت دیگر، یکنواختی و ناهمگونی در نورپردازی دیده میشود. در مقایسه با انیمیشنهای بزرگ دنیاست که از فیزیک ذرات و نور تعاملی برای واقعگرایانهسازی محیط استفاده میکنند، «یوز» هنوز از قوام لازم در ساخت بافتها و فضای سهبعدی دور است. به عنوان مثال، انیمیشنهای پیکسار مانند WALL-E (۲۰۰۸) توانستهاند جهانی کاملاً واقعی و زنده بسازند که صحنهها در آن نفس میکشند؛ در حالی که «یوز» بیش از هر چیز سعی میکند با رنگهای شاد و جلوههای نمایشی مخاطب کودک را جذب کند.
موسیقی و صداگذاری
• نقاط قوت: صداگذاری شخصیتها نسبتاً استاندارد انجام شده و برخی صداپیشگان باتجربه به کار گرفته شدهاند تا کمبودهای شخصیتپردازی را جبران کنند. از سوی دیگر، موسیقی فیلم تلاش دارد حال و هوای حماسی-ملی ایجاد کند: آهنگسازی اثر نقش مهمی در ایجاد فضای پرانرژی و پرهیجان اثر دارد. همچنین تهیهکنندگان با دعوت از گرشا رضایی مشهور، قطعهای با مضمون «ایران» را برای فیلم ضبط کردهاند؛ رضایی دو قطعه با عنوانهای «مادر» و «ایران» برای اثر خوانده است. این تجربهها نشان میدهد سازندگان در جهت تقویت بار احساسی و میهندوستانه کار تلاش زیادی کردهاند.
• نقاط ضعف: اما تنظیم کلی موسیقی بیش از حد اغراقشده و تکراری است؛ گویی در همه سکانسها آگاهانه میخواهند مخاطب را همزمان به وجد آورند که این کار اغلب به قیمت تبلیغی شدن اثر تمام شده است. در چند صحنه ریتم تکراری موسیقی باعث شده صدا جلوهگر نباشد. از سوی دیگر، با وجود بهبود کیفیت صداگذاری نسبت به بسیاری انیمیشنهای داخلی، تنوع لحن و عمق بازیگری در دیالوگها هنوز قابل توجه نیست. صدای شخصیتها یکدست و یکنواخت میماند و گاهی به دلیل بداههگویی یا دوبله دمدستی، حس طبیعی بودن شخصیتها از بین میرود.
مقایسه با دیگر انیمیشنها
• «فرمانروای آب»: این انیمیشن قدیمیتر تلاش کرده داستانی با درونمایه تاریخی-دینی روایت کند اما از نظر فنی بسیار ضعیف بود. نقدگران حتی اذعان کردهاند گرافیک آن «حتی در حد آثار دهه ۹۰ هم نیست». روایت شعارگونه و حوادث پراکنده آن نمونهای ناموفق از انیمیشن ایرانی است. در مقایسه، «یوز» از نظر کیفیت تصویر و روایتی یکپارچهتر دست بالا را دارد.
• «پسر دلفینی»: داستان سرراست کودکانه و رنگآمیزی جذابی دارد؛ این فیلم در زمان خود توانست مخاطب فراوانی جذب کند. با این حال شخصیتپردازی و عمق دراماتیک آن ضعیف بود. «یوز» در مقابل پیام اجتماعی قابل تأملتری درباره حفاظت طبیعت و هویت ملی ارائه میدهد و پیامگراتر به نظر میرسد.
• «لوپتو»: این اثر روایت سادهای داشت و داستان فانتزی آن تا حدی گیرا بود اما محدودیتهای تکنیکی آشکاری داشت. از نظر بصری «یوز» قطعاً جلوههای قویتری دارد. از نظر روایت، شاید «لوپتو» همسطح باشد اما یوز پیامدهی اجتماعی جدیتر و پرتنشتری را در خود جای داده است.
در مجموع، انیمیشن «یوز» را میتوان طلوعِ امیدی محتاطانه در آسمان پویانمایی ایران دانست؛ نشانهای از پیشرفت فنی و جسارت مضاعف در پرداخت به موضوعات ملی-محیطزیستی. با این همه، این پیشرفتها هنوز راه درازی تا رسیدن به استانداردهای جهانی دارد. «یوز» در مواردی مثل کیفیت تصویر نسبت به آثار پیشین داخلی گامی رو به جلو برداشته اما فقدان یک داستان قوی، شخصیتهای تاثیرگذار و ریتم منسجم همچنان به چشم میآید.
